مرتضى راوندى

495

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شد به گرمابه درون استاد غوشت * بود فربى و كلان و خوب گوشت . - شنيدم كه وقتى سحرگاه عيد * ز « گرمابه » آمد برون با يزيد - بوستان ميرى بود آنكو چو به گرمابه درآيد * خالى شود از مملكت و جاه و جلالش - ناصرخسرو صورت خوب بسى باشد بىحاصل * بر در و درگهء گرمابه و ديوارش - ناصرخسرو از گرمابه براى رفع خستگى و تخفيف دردها نيز استفاده مىكردند : و ز آنجاى با چاكر و يار چند * به گرمابه شد با تن دردمند - فردوسى استفاده از گرمابه‌هاى طبى از ديرباز معمول بوده است : نظامى گنجوى گويد : نيمهء شب پشت به همخوابه كرد * روى در آسايش گرمابه كرد . « اندر تقليس . يك چشمهء آب سخت گرم كه گرمابه‌ها به روى ساخته‌اند و دائم گرم است بىآتش . - حدود العالم در ذخيرهء خوارزمشاهى ، مىخوانيم : « و از پس استفراغ ، اندر آب گوگرد نشاندن و گرمابهء خشك نافع باشد . » ابو الفضل بيهقى مىنويسد : « آواز دادم به خدمتكاران تا شمع برافروخته ، به گرمابه رفتم و دست و روى شستم . » تنها عروس و داماد قبل از اجراى مراسم عقد به گرمابه نمىرفتند بلكه آنان كه به مقام و منزلتى مىرسيدند نيز قبل از آنكه « جامه و خلعت » در بركنند به گرمابه مىرفتند : « خواجه بفرمود تا وى را به گرمابه بردند و جامه پوشانيدند . » - تاريخ بيهقى همچنين در شاهنامهء فردوسى آمده : به دو گفت « بابك » به گرمابه شو * همى باش تا « خلعت » آرند نو چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در دورهء قرون وسطى از حمامها ، تنها براى نظافت و رفع خستگى استفاده نمىكردند بلكه كار خودآرايى ، خضاب و حنا ماليدن به ناخنها و موى سر و ريش ، و يا تراشيدن موى سر و صورت نيز غالبا در حمام انجام مىگرفت . رودكى گويد : تا كى برى عذاب و كنى ريش را خضاب * تا كى فضول گويى و آرى حديث غاب غير از آنچه گفتيم ، مذاكرات و گفتگوهاى مختلف در زمينه‌هاى گوناگون ، در حمامهاى مردانه و زنانه معمول بود . به همين علت ، گاه ، استحمام مردان يكى دو ساعت ، و گرمابه رفتن زنان ساعتها به طول مىانجاميد . فرار احمد بن سهل از حمام : در عهد سامانيان ، احمد بن سهل به چنگ نصر بن احمد افتاد . پس از مدتى ، « احمد رخصت گرمابه رفتن خواست . چون به گرمابه شد ، نوره برگرفت و